یادداشت‌های علی‌

خواندنی‌ها کم نیست

۲۸ مطلب با موضوع «سبک زندگی» ثبت شده است

این دنیای زیبا

به چشم‌هایشان که نگاه می‌کنی، دنیایی را در آن‌ها می‌بینی. هر یک فکر خود را دارد و شادی خود را. هر یک به دنبال چیزی‌ست که خوش‌حالش کند.

به همه‌شان که نگاه کنی شاید همه یک ریشه دارند. ولی انگار ضابطه‌ی تابعشان متفاوت است. باید شناخت. باید هرکدامشان را شناخت. در غیر این صورت حرف و تصمیمشان را نمی‌فهمی.

اسمش را می‌خواهی بگذار عرفان،

یا علوم شناختی.

ولی آیا وقتی خود داخل این حصار هستی می‌توانی بیرون از آن نگاه کنی؟

۱۶ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

علی ۱

من چه هستم؟ 
برای که هستم؟

می‌دانی که همانا در محضرشان باز خواهی گشت؟
به نام او،
برای او ...



این سبزه که امروز تماشاگه ماست 
تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست...
۲۱ آذر ۹۴ ، ۲۰:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شروع پاییز


انگار لازم است شروعی دوباره انجام شود. انسان چقدر احوالاتش عوض میشه. خیلی عوض میشه. برای همین هم من هیچ تضمینی نمیدم بر سر این عقایدی که الان دارم و با اون دارم این متن رو می‌نویسم، بمونم. اما چه باید کرد. این من هستم و من می‌خواهم ادامه دهم به هر حال. چند وقت پیش آشنایی رو دیدم. خیلی عوض شده بود. خیلی... خیلی دوست داشتم با او بتوانم حرف بزنم ولی هر کاری کردم نتوانستم. 

هوای خانواده را باید بیشتر داشت. هر چه که باشند. هر کاری که بکنند. در این مورد هیج شکی نباید بکنم. باید...

چند دقیقه دیگر کلاسم شروع می‌شود و من دارم این را می‌نویسم. روزهای اول دانشگاه بسیار خوب هستن...

ای باد سبک‌سار مرا بگذر و بگذار 

خوش دار که آرامش ما را نخراشی

۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۱۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

یادت هست؟


مگه چیزی یادته هنوز؟

چیزی یادت مونده؟

یادت مونده؟


چیزی از قول و قرارهایی که دادی یادت مونده؟ حواست به خانواده‌ت هست؟ دوستات؟

خودت چی؟ می‌نویسی هنوز؟

چیزی از خودت یادت مونده؟ برای چی زندگی می‌کردی؟ چی کار داری می‌کنی؟ چرا انقدر خسته‌ای...

و ۱۵ رمضان و ۱۱ تیرماه ۹۴ در گوشه‌ای افتاده‌ای. صدایی نیست. همه‌ چیز ساکت و سر جای خودش است. 

به خودت نگاه کن. به تویی که خیلی چیزها یادت رفته‌است و دیگر اهمیتی برایت ندارد. به تویی که نمی‌دانی از کجا آمده‌ای، چرا آمده‌ای و کجا خواهی‌رفت...

نیمه‌ی عجیب‌ترین رمضان عمرم گذشت. چند شب دیگر، شب قدر من است...

۱۱ تیر ۹۴ ، ۲۱:۳۱ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

روایت فتح

۰۹ تیر ۹۴ ، ۰۶:۰۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مادر

۰۹ تیر ۹۴ ، ۰۶:۰۸ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

نشیب درد و رنج

حقیقتا انسان آهسته آهسته عقب نشینی می کند. 

لطفا قبل از خراب کردن هرچیزی طرحی برای ساخت مجدد آن داشته باشید.

"فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه"

۳۰ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۳۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نگاه

۲۹ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۵۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

آه باران ...

خطبه 143-در طلب باران 

نظام آفرینش برای انسان 

آگاه باشید، زمینی که شما را بر پشت خود می برد، و آسمانی که بر شما سایه می گستراند، فرمانبردار پروردگارند، و برکت آن دو به شما نه از روی دلسوزی یا برای نزدیک شدن به شما، و نه به امید خیری است که از شما دارند، بلکه آن دو، مامور رساندن منافع شما می باشند، و اوامر خدا را اطاعت کردند، به آنها دستور داده شد که برای مصالح شما قیام کنند و چنین کردند. فلسفه آزمایشها خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوه ها، و جلوگیری از نزول برکات، و بستن در گنجهای خیرات، آزمایش می کند، برای آنکه توبه کننده ای باز گردد، و گناهکار، دل از معصیت بکند، و پندگیرنده، پند گیرد، و باز دارنده، راه نافرمانی را بر بندگان خدا ببندد، و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمی فرو ریختن روزی، و موجب رحمت آفریدگان قرار داد و فرمود: (از پروردگار خود آمرزش بخواهید، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو می بارد، و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یاری می دهد، و باغستانها و نهرهای پرآب در اختیار شما می گذارد) پس رحمت خدا بر آن کس که به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و 

پیش از آنکه مرگ او فرا رسد، اصلاح گردد. نیایش طلب باران بار خداوندا! ما از خانه ها، و زیر چادرها پس از شنیدن ناله حیوانات تشنه، و گریه دلخراش کودکان گرسنه، به سوی تو بیرون آمدیم، و رحمت تو را مشتاق، و فضل و نعمت تو را امیدواریم، و از غذاب و انتقام تو ترسناکیم. بار خداوندا! بارانت را بر ما ببار، و ما را مایوس برمگردان! و با خشکسالی و قحطی ما را نابود مفرما، و با اعمال زشتی که بی خردان ما انجام داده اند ما را به عذاب خویش مبتلا مگردان، ای مهربانترین مهربانها! بار خداوندا! به سوی تو آمدیم از چیزهایی شکایت کنیم که بر تو پنهان نیست و این هنگامی است که سختیهای طاقت فرسا ما را بیچاره کرده و خشکسالی و قحطی ما را به ستوه آورده، و پیشامدهای سخت ما را ناتوان ساخته، و فتنه های دشوار کارد به استخوان ما رسانده است، بار خداوندا! از تو می خواهیم ما را نومید برمگردانی، و با اندوه و نگرانی به خانه هایمان باز نفرستی، و گناهانمان را به رخمان نکشی، و اعمال زشت ما را قیاس کیفر ما قرار ندهی، خداوندا! باران رحمت خود را بر ما ببار، و برکت خویش را بر ما بگستران، و روزی و رحمتت را به ما برسان، و ما را از بارانی سیراب فرما که سودمند 

و سیراب کننده و رویاننده گیاهان باشد، که آنچه خشک شده دوباره برویاند، و آنچه مرده است زنده گرداند، بارانی که بسیار پرمنفعت، رویاننده گیاهان فراوان، که تپه ها و کوهها را سیراب، و در دره ها و رودخانه ها، چونان سیل جاری شود، درختان را پربرگ نماید. نرخ گرانی را پایین آورد، همانا تو بر هر چیز که خواهی توانایی.

۲۶ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۳۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نیاز

یک لطیفه قدیمی است که می‌گوید، بنده خدایی می‌رود پیش روانکاو می‌گوید: «برادرم دیوانه است، فکر می‌کند مرغ است»، روانکاو به او می‌گوید «خوب چرا پیش من نمی‌آوریش». جواب می‌گیرد: «چون تخم‌مرغ‌هایش را نیاز داریم». خوب فکر کنم این خیلی شبیه نظر من درباره روابط انسانی است. این روابط کاملا غیر منطقی و احمقانه‌اند ولی فکر می‌کنم که ما آنها را ادامه می‌دهیم چون به تخم‌مرغ‌ها احتیاج داریم.

وودی آلن

آنی هال، (۱۹۷۷)

۰۱ مرداد ۹۳ ، ۰۲:۴۶ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰